سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
دانش دو گونه است : دین شناسی و کالبد شناسی . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]

دیروز دوستم پرسید منم مثل تو با طلبه ازدواج کنم خوبه؟
از زندگیت راضی هستی؟

اون میدونست که من قبلا هیچ تمایلی به ازدواج با طلبه نداشتم و مهندس و کارمند رو خیلی بیشتر ترجیح میدادم ، میخواست بدونه الان در چه حالم و با زندگیم چکار میکنم.

منم صریح گفتم :زینب من اگه با هرکس دیگه ای غیر از شوهر الانم ازدواج میکردم مطمئنم که اینقدر خوشبخت نبودم و با تمام وجود از ازدواج راضیم . به انتخایم افتخار میکنم.

                                                                                                             شاد باشید


کلمات کلیدی:

نوشته شده توسط همسفر 90/8/5:: 4:13 عصر     |     () نظر

یعضی وقتا میشینم و کلی واسه آینده ام گریه میکنم ،
اینکه اگه روزی عزیزامو از دست بدم خیلی آزارم میده.

حاضرم خودم نباشم و اون روز رو هم نبینم.

خدا همه رفتگان از آدم تا خاتم رو بیامرزه.


کلمات کلیدی:

نوشته شده توسط همسفر 90/6/31:: 3:31 عصر     |     () نظر

نمیدونم چرا ولی وقتی به نیمه شعبان و ولادت امام زمان فکر میکنم یه شوری توی دلم به پا میشه و حس میکنم راحت نمیشه ازش گذشت.
دلم میخواد توی این عید به اندازه تمام دنیا خوشحال باشم و شادی کنم
گشت و گذار و بخور و بگرد و شادی توی کل این روز
دلم میخواد تمام این روز با خوبی و قشنگی بگذره و همه مردم بخندن
نمیدونم چرا ولی دلم میخواد میتونستم تمام این کارها رو انجام میدادم و به همه مردم دنیا یه عالمه خوشحالی رو هدیه میکردم.
کاش میتونستم...
از من میشنوین از الان به فکر عیدی گرفتنتون باشین
زودتر از همه این عید رو بهتون تبریک میگم و آرزوی خوشحالی میکنم براتون
                                                                                  شاد و سربلند باشینپوزخند


کلمات کلیدی:

نوشته شده توسط همسفر 90/4/22:: 12:28 صبح     |     () نظر

نمیدونم فیلم ماه منیر رو که بارها داده دیدید یا نه
فیلمی که با اومدن اون زن روستایی به خونه برادر زاده باکلاسش در تهران و ناراحت شدن همه اعضای خانواده بخاطر طرز حرف زدن و لباسها و پیری از وجود این زن

همش فکر میکردم که اینا فیلمه و چنین چیزی نیس
دو روزه که پدربزرگ و مادر بزرگم از شهرستان اومدن خونمون، یه جورایی مثل اون فیلمه از کارهای یواش و غذاخوردن و ... کمی حرصم میگرفت و روم به دیوار حوصلشونو نداشتم
ولی بعدش وقتی دیدم که واسه امتحانم نگرانم بودن و دعام میکردن، یواش یواش نخود ،لوبیا پاک میکردن که سرشون گرم باشه و اصرارهای بی امانشون برای خوردن غذا و میوه و ... دوستشون داشتم.
بیشتر از قبل دوستشون داشتم.
خونمون با وجودشون پر از نعمت و برکت شد و ایمان اوردم به اینکه میگن پیرها رحمت الهین

بیاید قدرشون رو بدونیم به نفع خودمونه
                                                                                                                یا علی 


کلمات کلیدی:

نوشته شده توسط همسفر 90/4/9:: 12:53 عصر     |     () نظر

مهم نیست که توی این روز به پدر ، همسر و پدر شوهرت چی میدی
مهم اینه که دوستشون داشته باشی و اینو از توی چشمات بخونن
مهم اینه که این عشق رو هر روز و هر لحظه بهشون بدی
مهم اینه که از دیدنشون لذت ببری و از دیدنت خوشحال بشن
خوشحالم که دارمتون

روزتون مبارک
یا علی


کلمات کلیدی:

نوشته شده توسط همسفر 90/3/25:: 10:22 صبح     |     () نظر